این روزها بار دیگر بحث رفع فیلتر و بازگشایی اینترنت به سرخط اخبار تبدیل شده است. سؤالی که در ذهن میلیونها کاربر، صاحب کسبوکار و فعالان دنیای دیجیتال تکرار میشود این است: «چه زمانی این فیلترینگ را بهطور کامل برمیدارید؟»
برای درک عمق آسیبی که در این سالها به بدنه اینترنت کشور وارد شده، باید به عقب برگردیم؛ چرا که فیلترینگ در ایران داستان یک شب و دو شب نیست، بلکه یک مسیر فرسایشی طولانی است.
نگاهی به تاریخچه فیلترینگ در ایران: از وبلاگها تا پلتفرمهای حیاتی
مسیر فیلترینگ در ایران از اوایل دهه ۸۰ آغاز شد. در ابتدا، موج محدودیتها دامن وبلاگهای شخصی و سایتهای نوپای محتوایی را گرفت. با گذشت زمان و تغییر ساختار وب، نوبت به شبکههای اجتماعی رسید:
- دهه ۸۰: فیلتر شدن پلتفرمهایی مثل اورکات، فیسبوک، توییتر (ایکس) و یوتیوب.
- دهه ۹۰: مسدودسازی پیامرسانهای محبوبی مثل وایبر و سپس تلگرام.
- سال ۱۴۰۱: اضافه شدن اینستاگرام و واتساپ به لیست سیاه.
هر بار با فیلتر شدن یک پلتفرم، بخشی از بدنه اقتصاد دیجیتال، روابط اجتماعی و دسترسی به دانش آزاد قطع شد، تا اینکه به نقطه اوج این انسداد در ماههای گذشته رسیدیم.
کابوس ۸۸ روز خاموشی دیجیتال؛ طولانیترین قطعی تاریخ
نمیتوان از وضعیت امروز اینترنت صحبت کرد و به قطعی ۸۸ روزه اخیر (که از ۹ اسفند ۱۴۰۴ آغاز شد و تا ۵ خرداد ۱۴۰۵ ادامه داشت) اشاره نکرد. این دوره، طولانیترین و شدیدترین انزوای دیجیتالی در تاریخ معاصر کشور بود.
در این ۸۸ روز، موضوع دیگر فقط فیلتر بودن چند سایت نبود؛ بلکه دسترسی به شبکه جهانی تقریباً به طور کامل فلج شد. گزارشها نشان میدهند که در این مدت:
بهرهوری مشاغل تخصصی (مانند طراحان دیجیتال، برنامهنویسان و متخصصان سئو) تا ۹۰ درصد کاهش یافت.
روزانه دهها میلیون دلار خسارت مستقیم و غیرمستقیم به هسته اقتصاد دیجیتال و معیشت مردم وارد شد.
هزاران فروشگاه آنلاین کوچک و خانگی برای همیشه نابود شدند.
اگرچه حالا پس از پیگیریها دسترسی به اینترنت بینالملل بهصورت نسبی برقرار شده، اما این بازگشت به معنای آزادی اینترنت نیست.
چرا روند باز شدن اینترنت اینقدر زمانبر شده است؟
بسیاری میپرسند چرا با وجود وعدهها و دستورات، باز شدن اینترنت اینقدر طولانی و فرسایشی شده است؟ پاسخ روشن است: تنوع، لایهها و انواع فیلترینگهای اعمالشده در این سالها.
ساختار سانسور اینترنت در ایران دیگر یک کلید ساده «روشن-خاموش» نیست. در طول سالها، انواع تکنیکها پیادهسازی شدهاند:
- فیلترینگ DNS و IP برای مسدودسازی آدرسها.
- فیلترینگ هوشمند و لایهای در سطح اپراتورها.
- دستکاری در پروتکلها و اختلال شدید در TLS و HTTPS.
- کاهش پهنای باند عمدی (Throttling) برای پلتفرمهای خارجی.
باز کردن این شبکه پیچیده و در هم تنیده، به دلیل حجم زیاد فیلترهای سختافزاری و نرمافزاری که در لایههای مختلف زیرساخت کشور تزریق شده، به یک کلاف سردرگم تبدیل شده است که ارادهای جدی برای باز کردن تکتک این گرهها را میطلبد. به همین دلیل است که یک شبه اینترنت قطع می شود و چند مدت طول می کشد تا کامل وصل شود. بعد منت هم سر ما می گذارند که داریم روی کیفیت آن کار می کنیم! کیفیت منظورشان گوه زدن به همان چیز باقی مانده از اینترنت است.
رفع فیلتر نباید فقط به پلتفرمهای بزرگ محدود شود!
زمانی که صحبت از رفع فیلتر میشود، نگاهها فوراً به سمت چند نام بزرگ میرود: یوتیوب، اینستاگرام، تلگرام یا توییتر. پلتفرمهایی که بدون شک بازگشتشان برای اقتصاد و ارتباطات حیاتی است. اما این تمام ماجرا نیست.
میلیونها سایت و وبلاگ باید از فیلتر خارج شوند.
در طول دو دهه گذشته، هزاران و شاید میلیونها سایت شخصی، وبلاگهای علمی، آموزشی، فرهنگی و هنری، پورتالهای کوچک توسعهدهندگان و انجمنهای گفتگو (فرومها) به دلایل واهی یا بر اساس الگوریتمهای اشتباه فیلتر شدهاند. بسیاری از این وبسایتها امروز صاحبی ندارند که پیگیر «درخواست رفع فیلتر» در سامانههای اداری شود، اما محتوای ارزشمند آنها بخشی از حافظه جمعی و وب فارسی است.
سخن پایانی: زمان خانهتکانی کامل اینترنت است
اگر قرار است گشایشی در وضعیت اینترنت ایجاد شود، این گشایش نباید گزینشی، قطرهچکانی یا محدود به یک «لیست سفید» خاص باشد. دسترسی آزاد به اطلاعات، حق اولیه هر شهروند است.
آقایان مسئول! وقت آن رسیده که یک بار برای همیشه، این ساختار فرسوده و پرهزینه فیلترینگ را کنار بگذارید. نه فقط پنجرههای بزرگ، بلکه تمام درهای مسدود شده وبلاگها و سایتهای شخصی کوچک را هم باز کنید تا اینترنت، دوباره اینترنت شود.
