در دنیای فناوری و سیاستگذاری شبکه، خیلی اوقات وقتی صحبت از محدودیتهای اینترنت در ایران میشود، عدهای بلافاصله انگشت اشاره را به سمت چین میگیرند و میگویند: «چین هم اینترنت را بسته، اما دومین اقتصاد دنیاست!»
اما این مقایسه چقدر به واقعیت نزدیک است؟ بیایید نگاهی دقیقتر و فنیتر به ساختار شبکه، اقتصاد دیجیتال و خدمات بومی در چین بیندازیم و آن را با وضعیت امروز ایران مقایسه کنیم تا ببینیم چرا این دو مدل، زمین تا آسمان با هم تفاوت دارند.
بخش اول: چین؛ مدیریت هوشمند پورتها در خدمت اقتصاد
۱. پورتها و پروتکلها آزادند، نه مسدود!
برخلاف تصور عموم، دولت چین اصلاً پورتها و پروتکلهای مختلف شبکه را به طور فلهای مسدود نمیکند. همه VPNهای رایج در دنیا ، در چین براحتی وصل می شوند. گلدن شیلد (یا همان دیوار آتشین معروف چین) دسترسی به برخی وبسایتها و پلتفرمهای جریان اصلی غرب (مثل یوتیوب یا فیسبوک) را محدود کرده است، اما زیرساختهای شبکه، پورتهای انتقال داده، ابزارهای توسعهدهندگان و پروتکلهای رمزنگاری شده برای کسبوکارها کاملاً باز و پایدار هستند. چین میداند که بستن پروتکلها یعنی فلج کردن برنامهنویسی و تجارت مدرن.
۲. اتصال عمیق به سیستم مالی بینالمللی
اقتصاد چین یک جزیره منزوی نیست. بله، مردم در داخل چین از ویچتپای (WeChat Pay) و علیپای (Alipay) استفاده میکنند، اما زیرساخت بانکی و تجارت این کشور کاملاً به سرویسهای بینالمللی مثل ویزا (Visa) و مسترکارت (Mastercard) متصل است. توریستها، تاجران بینالمللی و شرکتهای صادراتی چین بدون هیچ مشکلی با جهان تبادل مالی دارند و کارتهای بینالمللی در هتلها، فروشگاههای بزرگ و پلتفرمهای آنلاین چین فعال هستند.
۳. سرویسهای داخلی چین: غولهایی فراتر از گوگل و آمازون
اگر در چین سرویس داخلی جایگزین نمونه خارجی شده، به خاطر زور و اجبار نبوده؛ بلکه به خاطر کیفیت خیرهکننده آنهاست.
اپلیکیشن ویچت (WeChat) فقط یک پیامرسان نیست؛ یک «سوپراپ» است که با آن میتوانید از خرید بلیت هواپیما و پرداخت قبوض تا کارهای اداری و بانکی را انجام دهید؛ سرویسی که نمونه خارجی آن حتی در گوگل و اپل هم وجود ندارد.
موتور جستجوی بایدو (Baidu) زبان و فرهنگ چینی را بسیار دقیقتر از گوگل میفهمد.
پلتفرمهای تجارت الکترونیک مثل تائوبائو و علیبابا سیستمهای لجستیک و توزیعی دارند که آمازون هرساله از آنها الگوبرداری میکند.
۴. سرمایهگذاری افسانهای در زیرساخت شبکه
چین در حجم سرمایهگذاری روی زیرساختهای شبکه و ارتباطات، جزو برترینهای دنیا (اگر نگوییم رتبه اول) است. این کشور بزرگترین شبکه $5G$ جهان را دارد و در حال حاضر پیشرو در تست زیرساختهای $6G$ و فیبر نوری فوقسریع است. پهنای باند بینالملل چین به شدت وسیع است تا سرعت اتصال کارخانهها و شرکتهایش به بازارهای جهانی تضمین شود.
بخش دوم: ایران؛ جزیرهای منزوی با کپیهای دستچندم
حالا بیایید به طرف دیگر سکه، یعنی وضعیت شبکه و خدمات دیجیتال در ایران نگاه کنیم:
۱. مسدودسازی فلهای پروتکلها
در ایران، برخلاف چین، سیاستگذاران به جای مدیریت محتوا، به سراغ صورت مسئله رفتهاند. تقریباً تمامی پروتکلهای مهم و کاربردی شبکه (از SSH و UDP گرفته تا پروتکلهای مختلف رمزنگاری و پورتهای استاندارد بینالمللی) به صورت دورهای یا دائم محدود و مختل میشوند. این اتفاق، کار را برای توسعهدهندگان، مهندسان شبکه و کسبوکارهای آنلاین به یک کابوس روزمره تبدیل کرده است.
۲. سرمایهگذاری؟ تقریباً صفر!
در حالی که دنیا به سرعت به سمت توسعه نسلهای جدید شبکه میرود، در ایران سرمایهگذاری خاص و منسجمی در زیرساختهای کلان شبکه صورت نمیگیرد. کیفیت تجهیزات به دلیل تحریمها و عدم تخصیص بودجه افت کرده و پهنای باند بینالملل کشور به جای توسعه، مدام با محدودیتهای عمدی مواجه میشود.
۳. سرویسهای بومی: کلونهای بیکیفیت از یک سورسکد
در چین، شرکتهای فناوری غولهای نوآوری هستند. در ایران چطور؟ سرویسهای بومی که به عنوان جایگزین به مردم معرفی میشوند (از روبیکا و بله گرفته تا شاد و سروش)، همگی در واقع یک فورک (Fork) یا کپی از سورسکد باز تلگرام هستند. هیچ نوآوری، معماری جدید یا خلاقیتی در پشت آنها وجود ندارد؛ صرفاً پوسته و سرورهای یک اپلیکیشن خارجی را تغییر دادهاند و به عنوان محصول بومی ارائه میکنند.
۴. عدم ایندکس در گوگل و غیبت الگوریتمها
بزرگترین فاجعه فنی این سرویسها در دو نکته نهفته است:
عدم ایندکس در گوگل: محتوای تولید شده در این پلتفرمها در بستر وب جهانی و حتی برای کاربران عادی در موتورهای جستجو قابل دسترسی و سرچ نیست. این یعنی محتوا در یک محیط تاریک و بسته تولید میشود و میمیرد.
فقدان الگوریتمهای هوشمند: این پلتفرمها فاقد الگوریتمهای پردازش داده، هوش مصنوعی و سیستمهای توصیهگر (Recommendation Systems) پیشرفته هستند. در نتیجه، نمیتوانند نیاز کاربر را بشناسند و صرفاً یک سیستم ارسال پیام ابتدایی باقی ماندهاند.
نتیجهگیری
مدل چین، مدل «توسعه زیرساخت و رقابت تکنولوژیک در سایه حاکمیت» است؛ آنها اینترنت را ابزار قدرت اقتصادی میدانند. اما مدل ایران، مدل «محدودسازی مطلق و قطع ارتباط با زنجیره جهانی تکنولوژی» است.مقایسه اینترنت ایران با چین، مقایسه یک قطار سریعالسیر مدرن با ریلی بومی است که واگنهای دستدوم خارجی را روی آن قرار دادهاند. تا زمانی که نگاه به شبکه از یک ابزار توسعه اقتصادی به یک تهدید امنیتی تغییر نکند، وضعیت دیجیتال کشور در همین چرخه معیوب باقی خواهد ماند.
